عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
508
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
را دريافت و خواست خطاى خود را جبران كند ، پس گفت : اى امير مؤمنان ، به خدا چنين است كه مىگويى ، راه نرم و هموار بر من درشت و سنگلاخ شد و خرد من پريشان گشت و كسان من مرا رها و انكار كردند و به خدا كه ديگر حتى روزى اينجا نيايم . از اين سخن وى ، منصور آرامش خود را بازيافت . امّا دو ماه و چند روزى نگذشت كه روزگارش سپرى شد . مؤلف مىافزايد ، مانند آن سخن عبد الملك بن هلال به هارون الرشيد ، و اين سخن عقال به منصور در همدمى شاهان و بزرگان سوء ادب به حساب مىآيد زيرا كه هشدار و آگهى مرگ آنان است و فرا رسيدن اجل . و سيّد ابو جعفر موسوى به من حكايت كرد كه : عباس ارخسى « 1 » در شبى كه به مناسبت سى و يكمين سده برگزار شده بود قصيدهاى در ستايش امير نصر بن احمد خواند كه آغاز آن چنين بود مهترا بار خدايا ملك بغدادا سدهء سى و يكم « 2 » بر تو مبارك بادا نصر به شنيدن اين بيت چهره درهم كشيد و چشم به پيش روى دوخت و گفت اين شمردن چه بايست ؟ « 3 » و از اين شعر شادى آن شب بر وى تيره گردد و دنبالهء قصيده را نخواست بشنود و پس از آن جشن سدهاى به پاى نداشت زيرا كه آن سال بر وى به سر نرسيده بود كه امير درگذشت . ميزان القوم . عرب گويد : سفر ميزان مردم است ، گويى كه مسافرت آنها را مىسنجد و اندازهء بزرگوارى يا كوچكى آنها را آشكار مىكند شاعر گفته : و لا تكن كلئام اظهروا ضجرا * إنّ اللّئام إذا ما سافروا ضجروا يعنى : مانند فرو مايگان مباش كه دلتنگى و آزردگى مىنمايند . زيرا اين كسان
--> ( 1 ) - عباس بن عبد الله ارخسى شاعر دربار سامانى ، منسوب است به ارخس يكى از قراى سمرقند . ( م . ) ( 2 ) - متن ، و ضبط ابراهيم صالح : سذق و يكم ( م . ) . ( 3 ) - متن چنين است : اين شمرون نى جه بايست . ( م . )